تبليغاتX
حیات خلوت عشق ریما
حیات خلوت عشق ریما
منو دریا منو باروون منو آسمون صدا کن اسمم رو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن 
قالب وبلاگ

 

 

 خدایا میدانم اینجایی

درست در کنار من دستانم در دستان توست و تو مرا با قطره اشک نوازش  میکنی

تنها با ذکر نام تو موجی از آرامش بر ساحل خشک و تاریک دلم می ریزد

امواج نگاه تو

امواج نگاه تو مرا با خود تا دور دست ها تا دل پروانه شدن ها می برد

خدایا

 با من بمان

میدانم با تو می توانم ....

با تو می توانم تا دل ترس ها تا دل نا امیدی ها تا دل وحشت ها بروم

و با تو می مانم با عشق ....

تمام عشق در تو خلاصه می شود ....

 

(لینکـــــــــــــ ثابتــــــــــــــــــــ)

 

 

 

[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 8:53 ] [ ریما ] [ ]
  خیره شدم به اون روزا به خاطرات خوب و بد

    غصه نخور دلم ... اخه ازتو خطایی سر نزد...

       اهای غریبه بی وفا ببین چی آوردی سرم...

            چطور میتونم عشقتو این روزا از یاد ببرم؟؟

                   نگفتی از چی دلخوری دلت بهونه گیر شده

  نگفتی با کی دمخوری چشم تو از من سیر شده

   شبا خیال عشقی پاک رفیق رویای منه

    یه زره شبیه تو نیست اون همه دنیای منه

     غریبه

       اهای غریبه بی وفاییی

          دلم پر ازت خدایی

             چی دارم از تو جز جدایی؟؟؟؟؟

                دیگه نمیشناسی منو

                         قلب تو مال مردمه

                             اینکه میگم عاشقتم برای بار چندمه

   دوست نداری دعا کنم ...

         یه روز به بن بست بخوری

              از یکی بد تر از خودت یه روزی رو دست بخوری...

                          راهتو کج کردی ...برو

                                         بی مهری علاج توا

هرکی که مهربونی کرد فکر نکن محتاج توا

        گوشه ی خاطراتتم یادی ازم نکن برو...

              میری تو از شرم چشام سرتو خم نکن برو...

             غریبه

                  اهای غریبه بی وفایی...

                         دلم پر ازت خدایی

                                                   چی دارم از تو جز جدایی؟؟؟؟؟

 


دوستای خوفم این وبلاگ فک نکنم دیگه اپ بشه اگه شد ک خبرتون میکنم ....التماس دعا موفق و شاد باشید ... یا علی مدد خدا حا فظ همین حالا....همین حالا که من تنهام.....

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 15:35 ] [ ریما ] [ ]
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی آپ نمیـــــــــــــــــــــــشود

یا علی فعلا....

[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 0:51 ] [ ریما ] [ ]

خیام اگز ز باده مستی خوش باش            با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است         انگار که نیستی چو هستی خوش باش

****

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم          وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر فنا در گذریم         با هفت هزار سالگان سر به سریم

****

من می نه ز بهر تنگدستی نخورم یا از غم رسوایی و مستی نخورم
من می ز برای خوشدلی میخوردم اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم

****

گاویست در آسمان و نامش پروین یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

****

گویند کسان بهشت با حور خوش است من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

****

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردن او می‌بینی دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

خیام رو دوست دارم رباعیات زیبایی داره

خیام مرد بزرگی بوده فیلسوف ریاضی دان ستاره شناس

بعد یک چیزی هست که من رو گیج کرده اگه خیام خیلی خوش بوده و می مینوشیده

پس چطور انقدر ادم مهمی بوده؟؟؟؟؟؟

مگه نمیگن مشروب از عقل میکاهه؟؟؟؟؟

ایا منظور خیام از می ناب و این چیزا چیز دیگری بوده؟؟؟

ای دوووووووووووووووووووست بیا تا غم فردا نخوووووووووووووریم

یا علی مدد


بالاخره بابام برام گیتار گرفت دنبال یه معلم خوبم برای سبک اسپانیایی وااااااااااااای خیلی خوشحالم

 

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 16:2 ] [ ریما ] [ ]
    شاید عشق را نمیشناسم 

 تو به من بیاموز چگونه عاشق باشم ....

ایا خیانت هم جزی از عشق است؟؟؟؟

 تو به من اموختی چگونه خیانت کنم.....

دستانم در دستان تو باشد و نگاهم ....جای دیگر....

لبانم اسم تورا زمزمه کند ولی افکارم .........

اموزگار خوبی بودی و من شاگرد مثبت کلاس تو .....

امتحانم را خوب پس می دهم....

      

 

 

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 0:11 ] [ ریما ] [ ]

عاشقان نوروزتان پیروز باد           عاشقان هر روزتان نوروز باد

نزدیک عید ه یک سال گذشت؟؟؟

چیکار کردیم تو این ۱ سال؟؟؟

فکر کردـیــــــــــــــــــــــــــــــــن بهش؟؟؟

من فـــــــــــــــــــــــــــکر کردم

امسال کارای اشتباهم از کارای درستم بیشتر بود

امسال زیاد اشتباه کردم

اشتباهاتی که دیگه تکرار نمیکنم

اما امسال خیلی قشنگ بود

شاید قشنگترین اشتباهات زندگیمم امسال کردم

خدایا ازت میخوام سال بعد سالی باشه که کارای درستم بیشتر باشه

اما کارای درست قشنگم

بعضی وقتا یه کار درست قشنگ نیست......

فقط درسته

امیدوارم این سال جدید

همون سال زیبایی باشه که کسی که منتظرشیم میاد....

کسی ک یا وجودش همه چیز قشنگ تر میشه

امیدوارم از هممون راضی باشید

امسال رو با این دعا شروع کنیم:

 اللهم عجل لولیک الفرج

امسال

زندگی کنیم و لبخند بزنیم

لبخند زیبامون رو تقدیم کنیم به ماه به خورشید به شب به اسمون

حتی به یک برگ

لبخندمون رو تقدیم کنیم به یک نسیم

به ی گلبرگ

به عشق......

یادمون باشه قلب هرکس تمام دارایی اون شخصه

قلب کسی رو نشکنیم

و تنها دارایی رو که داریمو مفت از دست ندیم

قلبمون رو به هر کی از راه میرسه نسپاریم

قلبمون رو به خدا بسپاریم

خدای مهربونی که هیچ وقت قلب بنده هاشو نمیشکنه

خدایی که در همین نزدیکیست

خدای عاشقی که ناز بندشو می خره گناهشو میپوشونه و همیشه به روی بندش لبخند میزنه

امیدوارم کشورم ایران در این سال جدید مثل سالهای قبل سربلند تر و پیروز تر باشه

پرچم ایران همیشه بالا باشه 

و خاری به چشم دشمنان

خدایا رهبر عزیزمون سید علی خامنه ای رو حفظ کن

تا زمان ظهور منجی ...

به امید پیروزی اسلام و ایران و حق

یا علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی مدد

  

سال جدیدتون زیبا و قشنگ

 

 

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 4:40 ] [ ریما ] [ ]

وای خدای من چقدر امروز خوش گذشت

از ۸ صبح تا ۸ شب بیرون بودیم با بچه ها ما ۴تا دوست خیلی صمیمی هستیم

هربارم ی کدوممون ماشین میاره و میزنیم به دشت و دمن 

امروز پیچیدیم به بازی  

رفتیم جاده چالوس 

بعد تصمیم گرفتیم بریم شمال ک متاسفانه نشد 

مگه فقط باید پسرا خوش بگذرونن ما هم می توانیم

وای از کرج ک رد شدیم همه جا عکس دکتر بود انگار دکی جون امروز استان البرز رفته منم هر عکسشو ک میدیدم جیغ میزدم دست تکون میدادم

پلیس جلومونو گرفتمنم گفتم بابا من عاشق این دکترم

رفتیم لب رودخونه خدایی خیلی جای توپی بود

کلی هم عکس گرفتیم بعد داشتیم یخ میکردیم ک رفتیم از برادرا چایی گرفتیم گرم شدیم

بعدش انقدر تو ماشین شلوغی کردییییییییم

امروز کلا جالب بود رفتیم کرج بعد رفتیم چالوس بعد رفتیم ابشار تهران ته همت بعد رفتیم کن سولقون رستوران پل واااااااااای خیلی خوش گذشت رفتیم جوجه و .... زدیمبعد رفتیم ستاری بعد دوباره رفتیم کرج رفتیم چالوس بعد برگشتیم 

اینا هم همش ب مناسبت تفلد من بود 

۲۰ سالگی هیچ حسی نداره احساس میکنم بچه تر شدم 

قراره سه شنبه هم بریم شمال ۴نفری ساعت ۶ صبح خیلی شاخ شدیم احساس بزرگی وجودمونو گرفته

دیگه همین دوران خوب جوونی و عشق و حاله بعد که میریم سر خونه زندگیمونو شوهر داری  

باید تا میتونیم از زندگی لذت ببریم اما درست  

این شعارمونه : تا مجردی عشق و حال کن 

خدایا ما ۴تا دوست رو خوشبخت کن و همیشه دوستیمون دووم داشته باشه  ادممونم کن یه عقل بده انقدر شیطنت نکنیم

ایا شما در جاده چالوس تاحالا کورس گذاشتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما امروز این کارو کردیم

اسممون عشقی های  مقیم مرکزه  

خدایا ممنونم ازت عاشقتم

خیلی خوش گذشت امیدوارم سه شنبه زنده برگردیم براتون بگم چی شد 

یا علی مدد

 

 

 

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 1:39 ] [ ریما ] [ ]

تنها دوروز دیگه مونده که من از یه دوران به یه دوران دیگه قدم بزارم

از سنی که از ۱۰ شروع شد و به ۱۹ رسید

همیشه با خودم میگفتم کی ۱۸ سالم میشه و به سن قانونی می رسم

اما الان ۲ سال گذشته

یه جورایی استرس دارم یه جورایی از ۲۰ میترسم احساس میکنم یه قدم به مرگ نزدیک میشم

البته از مرگ که اصلا نمی ترسم اما از پیر شدن چرا

دلم برای روزای خوب بچگی تنگ شده البته هنوزم اون دوران رو ترک نکردم

هنوزم وقتی توی مسیرم به ی پارک برسم میرمو تاب بازی میکنم

میرم و سوار سر سره میشم البته من بهش میگم لیز لیزک

وقتی یه پرندرو میبینم میشینمو نگاش میکنم

دنبال سگا میکنم بهشون غذا میدم

ولی گربه هارو اذیت میکنم

اخه اصلا گربه دوست ندارم

عاشق رنگین کمووووووونم

عاشق بارووووووووون

وقتی بارون میاد میرم زیر بارون راه میرم

من میرم با بچه ها بازی میکنم

شاید چون اصلا دوست ندارم بزرگ شم

وقتی بچه ای وقتی کوچیکی هیچ احساس بدی نداری

غمت اینکه عروسکی که دوست داشتی رو دختر همسایه خراب کرده یا اینکه پسر داییت موهاتو کشیده

یا

یا

اینکه یه نفر بستنیتو گاز گرفته

اون وقت زمین و اسمون رو بهم می زنی

و قیامت به پا می کنی

اما وقتی بزرگ میشی

روحت رو گاز میگیرن

و تو میخندی......

وقتی یه نفر دیگه کسی رو که عاشقشی رو ازت میگیره

دیگه هرچقدرم زمین و اسمونو بهم بزنی

عشقت بر نمیگرده.....

هیچ کس به فریاد ها و ناله هات گوش نمیده اخه تو میری یه گوشه از اتاق و اروم گریه میکنی...

وقتی کسی ازت میپرسه چت شده...

فقط لبخند می زنی و میگی هیچی نیست دلم درد میکنه.....

اما اون هیچ وقت نمیفهمه که قلبت داره میسوزه

وقتی بزرگ میشی همچی یه جور دیگست....

باید یاد بگیری رو پای خودت وایسی و از خودت دفاع کنی

شاید باید گرگ بشی تا نخورنت ....

وقتی بزرگ میشی یه عالمه در به روت باز میشه و یه عالمه در دیگه بسته میشه

شاید من هم باید بزرگ بشم ...

اما خوووب بزرگ بشم....

یه عالمه برنامه ریختم برای خودم کار هایی که باید بزارم کنار و کار هایی که باید انجام بدم

یه عالمه تغییرات

ولی هنوز میخوام کودک درون خودمو نگه دارم تا موقع مشکلات خودمو به اون راه بزنم بعضی چیزارو مثلا نشنوم و مثله یه بچه پاک و معصوم بمونم بعضی شبا تو بغل مامانم برمو ازش بخوام قصه شنگول و منگول رو برام تعریف کنه و مثل همیشه خلاصش کنه و من بهش گوشزد کنم که اینجاشو نگفتی

ولی بعضی اخلاقای بدم رو میزارم کنار

دیگه لووس بازی در نمیارم زود قضاوت نمیکنم دیگه زود عصبانی نمیشم و سعی میکنم واسه چیزی ک می خوام بجنگم یه عالمه برنامه دارم و اینا مسیر رو هموار تر میکنه

دیگه به این فکر نمیکنم که ۲۰ سالم داره میشه به این فکر میکنم که زندگی ۱ سال قشنگتر میشه از سال پیش

یه برنامه اساسی دیگه هم اینکه میرم سر کار چن ترم دیگه ک درس بخونم میرم یه جای توپ و یه زندگی مستقل و قشنگ رو برای خودم میسازم

زندگی اماده باش که من دارم میاااااااااااااااااااام با دست پر

خدایا ممنونم ازت بخاطر احساسات قشنگ بچگی

و اینده ی قشنگی که پیش رو دارم

خدایا میدونم با تو میتونم

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 22:52 ] [ ریما ] [ ]

۳ روز دیگه تولدمه

چه مزخرف

تولد

....

ریما تولدت مبارک

کاش....

بی خیال 

فقط دوست دارم روز تولدم

تهران نباشم

نزدیک دریا باشم و برا خودم گیتار بزنم

تنهای تنها

مثل همیشه

مثل من

تنهای تنها

تنهایی شاید قشنگ ترین چیزی بود که هیچ وقت قدرشو ندونستم

اما الان میخوام تا اخر زندگیم تنها باشم

فقط خودم باشم و خدای خودم

ریما خانم تولدت  مبارک........

تنهایی....

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 2:39 ] [ ریما ] [ ]

 

ازدواج چيه؟؟

بسته شدن تمام در هاي ازادي؟؟؟

ازدواج چيه؟؟؟

تحمل مردي که صبح تا شب غر بزنه؟؟؟

يا تحمل يک زن شکاک؟؟؟

ازدواج چيه؟؟

تمام شدن روياها؟؟

و دل بستن به مردي که بايد با اون زندگي کني چون اون مرد زندگي تو هست؟؟

ازدواج چيه؟؟

دل بستن به زني که تورو درک نميکنه و همش چيز هايي از تو طلب ميکنه که در حد توان تو نيست؟؟

ازدواج چيه؟؟؟؟؟

يک نوع ايثار؟؟؟

همش ايثار؟؟؟؟

همش بخشش؟؟؟

کوتاه اومدن؟؟؟

صبر کردن؟؟؟؟

سکوت؟؟؟

بخشش و باز هم بخشش؟؟؟؟

تنهايي يه گوشه گريه کردن؟؟؟؟

يا تنهايي قدم زدن؟؟؟

ازدواج چيه؟؟

درگيري بين دو خانواده زن و مرد؟؟؟

سر مهريه  سر خريد طلا سر خريد لباس سر خريد کوفت و و غيره؟؟؟

ازدواج چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دخالت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دخالت خانواده ها؟؟؟؟

ازدواج چیه؟؟

درک نکردن؟؟؟؟

دختری که فهمیده است و همسرش رو درک میکنه

مهريه کم ميگيره

ميگن دختره حتما يه عيبي داشته

بالا بگيري احترام داري

کي ميخوايم فرهنگ ازدواج داشته باشيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه ارزش يه دختر به سکه هست؟؟؟؟؟؟

اما توي اين وضعيت اره هست

اين چه فرهنگيه؟؟؟؟

پس فردا هم اگه مرد ادم بد از اب در بياد فقط دوست داري طلاق بگيري مهريه کيلو چند؟؟ ازادي ميخواي

پس بايد از همون اول به همه اينا فک کنيم

ببينيم چي از زندگي ميخوايم...

پول؟؟؟

ماشين مدل بالا؟؟؟

خونه مجلل؟؟

مردي که پولش از پارو بالا بره؟؟؟؟

ارامش؟؟؟

زندگی متعادل؟؟؟؟

وقتي زيادي پول دار باشي نگراني

ماشينمو کجا پارک کنم که خط نندازن ماشينمو نبرن

خونمو دزد نزنه

هزار تا دشمن در ظاهر دوست داري

مگسان دور شيريني

وقتي شوهرت پولدار باشه نگراني که دختراي .... مخشو نزنن

نگراني همش نگراني

ازدواج چیه؟؟؟

اینکه همش نگران باشی؟؟

اینکه وقتی تو بغل همسرتی به کس دیگه فکر کنی؟؟؟

یا اینکه همش نگران این باشی که همسرت با کی وقتشو میگزرونه؟؟؟

یا اینکه ایا همسرت تورو دوست داره واقعا؟؟؟

یا بخاطر مصلحت بخاطر نیاز های جنسی بخاطر خانوادش یخاطر هزار تا دلیل به جز خودت

باهات ازدواج کرده؟؟

ازدواج چیه؟؟؟

اینکه اخرش خیانت کنی؟؟؟

وقتی همسرت بچه تورو بارداره

و به  خاطر استراحت مطلق نمیتونه باهات فقط چند ماه رابطه جنسی داشته باشه

اونم فقط بخاطر بچه تو

و تو میری و یک زن دیگه صیغه میکنی؟؟؟؟؟

به جای اینکه با حرفات و با نوازشات اونو اروم کنی؟؟؟

ازدواج چیه؟؟؟

اینکه وقتی شوهرت برشکسته میشه و کم تر میتونه خرجی بده

تو همه چی رو به سرش بزنی؟؟؟

هرشب رو براش جهنم کنی؟؟؟

به جای اینکه اغوشت رو به روش باز کنی و ارومش کنی

و دوتاتون باهم زندگی رو از نو بسازین

به جای این کار ها

مهریه رو اجرا میزاری

و شوهرتو میندازی زندان

یا هم طلاق میگیریو میری؟؟؟

 

ارامش مهم ترين چيزيه که بهش فکر ميکنم

هرچي چيزي به اندازه خوبه

اما واقعا ازدواج چيه؟؟؟

تحمل خانواده شوهر؟؟؟ که هي زجرت بدن؟؟؟؟ که بهت نيش و کنايه بزنن؟؟؟؟

يا خانواده زن که هي بقيه رو باهات مقايسه کنن و بهت بي احترامي کنن؟؟؟

ايا زندگي اينه؟؟؟

چرا درست انتخاب نميکنيم....

ايا اين هم دست ما نيست؟؟

پدر مادر رو که ما انتخاب نکرديم تنها کسي که ما انتخاب ميکنيم همسر ايندمون هست

پس بايد با ديد باز تر نگاه کنيم

تا خيانتي پيش نياد

تا زندگي مثل يه ليمو شيرين نباشه اخرش تلخ....

تا همسر ايندتو هي مقايسه نکني با بقيه مردا يا زنا

البته بازم اينا ۱۰۰در ۱۰۰نيست

همه چي قسمته

اميدوارم قسمت همه خوب باشه هممووووووووووووووووون خوشبخت بشيم

اما در اخر

تمام اين سختي ها

تمام مشکلات

تمام اين نيش و کنايه ها

برات بيخود و پوچ ميشه وقتي يه همسر خوب داشته باش که عاشقش باشي  که اونم عاشق تو باشه

و براي رفاه تو و براي اينکه لبخند روي لبات بياد تلاش کنه

اون وقته که ازدواج معني ميگيره

و زندگي مشترک تشکيل ميشه

با عشق بخشش ايثار اينا ارمش مياره اگه کسي که باهاشي ارزش اينارو داشته باشه

يا علــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي


[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 20:34 ] [ ریما ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

.....سال ها با اینکه مرغی در قفس بودم...آسمان در زیر پایم بود....روی دریا ها و روی دشت ها پل میزدم با فکر.....خوش اومدی دوست من
لینک دوستان
موضوعات وب